تو

زیر لب

خنده که نه لبخندی

من اما

آنسوتر

روی زمین

کنار مبل

- چه قدر این سرامیکها سردند !

داشتم به آهنگهای قدیمی مورد علاقه ام فکر می کردم

تو را نمی دانم

گوشیت که هیچ وقت آنتن نمیداد رشته افکارم را در هم پیچید !