زیارت آل یاسین
با دنده و چرخ دنده هایم
میپیچم سمت صادقیه
فلکه اول و دوم را تف می کنم
از آنجا هبوط می کنم
احساس می کنم هبوط خوب است
احساس می کنم همه چیز خوب است
اما هبوط خوب تر است
دلم نازی آباد می خواهد
از این بالا مادرم زیباتر است
پدرم هم که همیشه خواب است
خواهرم دستش را در دماغش کرده - طبق معمول -
برادرم
برادرم
آه برادرم
اگر برادری داشتم شاید شعرم بلند تر میشد !!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۸/۰۷/۱۱ ساعت 21:20 توسط منتظر
|
اینجا سخن از مردی است که نتوانست بین دلستر و ترانه مورد علاقه اش یکی را انتخاب کند . مردی خسته ! مردی که اسهال داشت و دارد !