کمی دیر بیدار می شوم

این روزها

 برای صرف وعده سحر گاه

اندکی بعد غذای آماده مادر - که نه خسته است و نه هیچ چیز دیگر ! تنها مادر است ـ

مردی در دور دستها پشت فرمان یک اتوبوس بین شهری آهنگ مورد علاقه اش را گوش می دهد

اینجا که من نشسته ام همه چیز عادی است

حتی خوابی که ندیده ام  (!) مدتی است هم عادی شده است