زندگی جریان داشت در خیابانی که در این حوالی بود 

باقالی فروش باقالی میفروخت

تو می خوردی

 من منتظر تاکسی

راننده داد و بیداد

بعد باقالی فروش داد و بیداد

بعد من سوار  شدم

بعد تو اومدی ( اینگار کمین کرده بودی )

بعد اومدی کنار من نشستی

 بعد اون اومد

بعد رفتیم

بعد زندگی جریان داشت در خیابانی که در این حوالی بود   

بعد تو پاتو چسبوندی به پای من

 بعد من سرخ شدم

بعد تو . . . .

بعد زندگی جریان داشت در خیابانی که در این حوالی بود 

بعد من به راننده گفتم :آرومتر تصادف می کنیم ها

 بعد راننده خیلی آروم رفت

بعد اون گفت آقا گفتیم آروم ولی نه اینقد

بعد راننده خیلی تند رفت

بعد اون پیاده شد

بعد تاپ درب رو کوبید

 بعد راننده با مشت زد تو فرمون

بعد رفتیم

 بعد زندگی جریان داشت در خیابانی که در این حوالی بود 

بعد تو می روی تمام ایستگاه می رود..... 

آخ شرمنده

بعد تو پیاده شدی

بعد تپ درب رو بستی

 بعد راننده با مشت کوبید تو فرمون

بعد پیاده شد بعد اومد درب را درست بست

 بعد زندگی جریان داشت در خیابانی که در این حوالی بود 

بعد من پیاده شدم

بعد درب را تاپ کوبیدم

بعد راننده . . ..

بعد .....