انتخابات و دیگر هیچ
یه ملاقات دوستانه برره ای و دیگر هیچ
حالا که می خوام بمونی ......

شعر رفتن و می خونی
یه اسقبال برره ای و دیگر هیچ
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۷/۰۷/۲۹ ساعت 13:25 توسط منتظر
|
یه ملاقات دوستانه برره ای و دیگر هیچ
حالا که می خوام بمونی ......

شعر رفتن و می خونی
یه اسقبال برره ای و دیگر هیچ
تماممان
آن شاخه آنجا
آن شب
نمی دانم چه بود و چه شد و چه گذشت و چه می آید
اما ساده بودیم
این را خوب می دانم
ساده بودیم
تماممان
من مطمئنم کمی جلوتر ایستاد - برای اولین بار -
قطار مسیر میرداماد - حرم
دقیقا آنجایی که من ایستاده بودم
کمی جلوتر -برای اولین بار -
می فهمی !
بیهوده می نامیدم
مسافرانی که منتظر قطار مسیر میرداماد - حرم هستند
کمی جلوتر
iran
خب دیگه
ما مرم کشوری هستیم که نامش ایران است ( علامت تعجب )