دغدغه های یک دانشجوی برق
می دونی می خوام کجا برم؟
می خوام برم اونجا که هر چی دارم از اونه
می خوام برم پیشش و فقط نیگا کنم
به مهربونیش نه شاید فقط غربتش
اون زمونی که خواهرش برای دیدنش تو راه بود و اون تنهای تنها . . .
آره می خوام برم اونجایی که الان تجلی کاه کبوترهاس
کبوترهایی که با خودشون نامه ها آوردن نامه نه شاید بغض نامه ها
اونجایی که هر کی اونجا می ره با التماس دعا و حسرت بدرغه شون می کنم
خوش به حال اونهای که الان اونجان
آه آه آه
خوش به حالشون
.......................................
این عکسها رو خودم براتون گرفتم
http://serv2.imagehigh.com/imgss/5408491_hta128.blogfa.jpg

http://serv2.imagehigh.com/imgss/5408509_hta128.jpg
التماس a2![]()
p1(این یعنی پلان 1): مینی بوس داره می ترکه از سرو صدای دو سه تا بچه !
یه خانوم اصطلاحا امروزی گوشیشو می بنده و از ته مینی بوس داد می زنه: سر سام گرفتم این بچه ها مال کین؟
یه پیر مرده که کلی هم اساس با خودش آورده بود گفت: بابا یکی اینها رو خفه کنه دیگه اعصاب نداریم سر پیری!
نفر بعدی هم . .. . .
یه مرد میون سال با صدای خفیف بغضر آلود گفت : آخه اینها تازه مادرشون مرده و چشاش پره اشک شدو ...
p2(این یعنی پلان 2): مین بوس ساکت سده بود همه داشتن با بچه ها بازی می کردن
00..00..00..00..00..00..00..00..00..00..00..00...00..00..00..00..00..00..00..00..0!
اه چه سنگین است سنگ آسیاب برای کسی که نمی داند چرا باید از سنگ زیرین بودن لذت ببرد و صد بدتر آه از تمارزهای ما اونجایی که همه داریم لاف عشق می زنیم
آه و آه وآه و.. از منطقی های دوران دیوانگی و مستی های دوران عقول
چه منطقی و با کلاس صحبت می کند اونی که می خواهد کودکی را عاشق کند و خود ش هزار بار تو اولین قدم کله ملق شده یا اونجا که ....
کردم
داد
نشنیده 




همشو پاک کرد
.
.


اینجا سخن از مردی است که نتوانست بین دلستر و ترانه مورد علاقه اش یکی را انتخاب کند . مردی خسته ! مردی که اسهال داشت و دارد !