انقلاب هشت ساعته

 هيچ انقلابى در تاريخ اسلام، از نظرگاه جغرافيايى، كوچك‏تر از كربلا نيست و هيچ انقلابى در تاريخ اسلام، از نظر كميت، كمتر از كربلا نيست و هيچ انقلابى در تاريخ اسلام، از نظر طول زمان وقوع حادثه، كوتاه‏تر از كربلا نيست. تمام حادثه در كربلا، هشت روز است و اگر اصل حادثه را بگيريم هشت ساعت است. اما اين حادثه، قرار است آيينه شود. اصلاً آيين ما باشد؛ روح، مدار، مركز و محور همه مسائل ما باشد و حتى قرار است آخرين انقلابى كه اتفاق مى‏افتد، سَمتش، سمت همين انقلاب باشد؛ «اين الطالب بدم المقتول بكربلا»؛ پس معلوم است آن آخرين هم كه مى‏آيد، براى همين مى‏آيد

مرد گفت «سه بار طلاقت دادم. نبايد باز گردى» !

 

گريه كرده بود و جورى در خود فرو رفته بود كه فكر مى‏كردى همين حالا مى‏شكند. زانو زده بود روى خاك بيابان و انتهاى ريشش را گرفته بود توى دست. دور و بر ش كسى نبود. كسى كه بشود به او گفت : طلاقت دادم! فقط خودش بود و خارها و خاك‏ها. فرياد زد: «دور شو» و كسى آن روبه رو نبود كه قرار باشد دور شود. فقط شب بود و او. گفت: «طلاقت دادم دنيا!» و در صدايش لرزه‏اى بود، لرزه‏اى كه از هراسى جانكاه مى‏آمد.
-
دنيا! دنيا!عشوه براى من؟
شوق در آغوش كشيدن من!
هنوز نيامده آن روز و نمى‏آيد
فرياد زد :برو پى يكى ديگر. من محتاجت نيستم!

 و دشنامش داد پست حقير!
بعد برخاست. با چشم هايى هنوز خيس. با تنى كه هنوز مى‏لرزيد. پايش رفت روى خار تپه ‏اى. سر پايين نياورد كه رد باريك خون را ببيند. چشم دوخته به دورها، به جايى كه بيابان به افق مى‏رسيد
گفت: آه
آه از ره توشه كم

آه از راه دراز
آه از طول سفر
نفس عميقى كشيد. مهى از غم انگار از ريه‏هايش بيرون ريخت.
گفت: آه از بزرگى پايان راه و همينطور خيره به دورترها، مثل شب راز آلود كوير ساكت شد.

دستانش را رو به آسمان دراز کرد و فقط اشک ریخت...

یاد گرفته بود تنها دستانش را دراز کند و بخواهد....

چشمانش را بست و سکوت کرد. قدرت سخن گفتن و خواستن را هم نداشت .

دلتنگی او قابل ابراز نبود. اصلا هیچ گاه نمی توانست دلتنگی مولایش

مرا به کسی به جز خدا بازگو کند.

همانند شبهای قبل خوابید به امید آنکه مولایش را خواب ببیند...

اما نمی دانست هر شب مولایش در کنار او و پا به پایش می گرید

و اجابت دعای این بنده خالص را از خدا می خواهد.

امروز هم گذشت...!

تنها چند روزتا نیمه شعبانی دیگر باقی مانده است .

امسال نیمه شعبان همه با هم دستمان را به سوی آسمان دراز می کنیم

و فرج مولایمان را همه با هم از خدایمان

می خواهیم

سلام عیدتون مبارک

برا من دعا کنید محرم نزدیکه ها

جلوه در جلوه


كربلا، مال حسين عليه‏السلام است و مثل قرآن، بطن در بطن، جلوه در جلوه و لايه در لايه است. هر پرده‏اى را كه برداريد، هفتاد چشم‏انداز جديد مقابل نگاهتان باز مى‏شود و اگر سرانگشت همتى داشته باشيد، هر پرده را كه پس بزنيد، هفتاد پرده جديد در مقابل شما خواهد بود و اگر همت داشته باشيد و پيش برويد و خدا عمرى تا قيامت به شما بدهد، هر چه لايه‏هاى بعدى را بكاويد، چشم‏اندازهاى تازه‏اى براى شما گشوده خواهد شد و چون قرآن متعلق به هيچ نسل و عصر نيست و براى همه انسان‏ها در هميشه زمان و تاريخ است و كربلا هم متعلق به قرآن مجسم است و تا هميشه زمان مى‏تواند براى هميشه انسان، پاسخ‏گو باشد، بايد باور كنيم كه در هر عصرى، مى‏شود كنار اين سرزمين آمد و از آن بهره گرفت و به عبارت ديگر، سرزمين عطش، سرزمين سيرابى هميشه انسان است. ما كربلا را با عطش مى‏شناسيم؛ اما هر كس قرار است سيراب شود، از كربلا ناگزير است.

ازدواج تو چت روووووم !

عروس خانم دوشیزه مروارید خانوم آیا وکیلم شما را به مهر:
گوگل عدد سکه بهار آزادی/ یک وب کم/ سند یک سایت اینترنت اختصاصی دات کام/ یک مودم DSL/ اینترنت پرسرعت به اندازه طول عمر نوح!/ LCD و شمعدان/ یک هدست بی سیم/ چهارده روم اختصاصی به نیت چهارده…/ پنج گیگا بایت میل باکس اختصاصی به نیت پنج
به عقد دائم آقای  سیف الله در بیاورم؟
جمعیت: عروس رفته آف هاش رو چک کنه!!!
حاج آقا: برای بار دوم آیا وکیلم؟
جمعیت : عروس رفته ویروس کش آپدیت کنه!!
حاج آقا: !!!BUZZ، برای بار سوم خفم کردی آیا وکیلم؟
عروس: با اجازه بزرگترهای Room بله!